
خواجوی کرمانی – قطعه شماره 2
کتب الی المرتضی الاعظم تاج الدولة و الدین الکاشی لتعویق جایزة
ای که گردون حسود جاه تو را
نه که خور هیچ خواب نیز نداد
دل مجروح دردمندش را
به جز از خون لعاب نیز نداد
خواجه جوهر برون ز انعامم
ره به عالیجناب نیز نداد
من مخمور را به بزم امید
نقل چبود شراب نیز نداد
مردم از درد و بهر دفع صداع
نه که صندل گلاب نیز نداد
از برای قیام در قامت
خم نیاورد و تاب نیز نداد
هرچه گفتیم در معانی زر
زر چه باشد جواب نیز نداد
بر سر کوی او ز آتش دل
تشنه مردیم و آب نیز نداد
راستی را خطا نمی گویم
که جوابی صواب نیز نداد