بایگانی‌های خواجوی کرمانی - صفحه 15 از 136 - ادبستان شعر پارسی

ایا شکوفه ی باغ کرم که گاه صریر

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 22 فی الاستعطاف من بعض اکابر العصر ایا شکوفه ی باغ کرم که گاه صریر چو کلک نغمه نواز تو عندلیبی نیست به رنج فاقه شدم مبتلا و درمان چیست که در دیار شما گوئیا طبیبی نیست اگر تو را نظر لطف با غریبان هست به خاک پات که همچون … ادامه

ای سکّه ات قراضه ی اقبال را عیار

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 21 فی الشکایة من بعضی الارذال ای سکّه ات قراضه ی اقبال را عیار بی‌طلعتت دراهم افضال ناسره طاوس سدره قهقهه ی شوق می‌زند بر درگه رفیع تو چون کبک بردره داری روا که خبث کند در قفای من هر ناکسی گدای قفا خواره مسخره  

فروغ اختر دین محمد

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 20 فاجابة بهذه القطعه فروغ اختر دین محمد سپهر فضل شمس نخجوانی تویی مسّاح صحرای معالی تویی ملاّح دریای معانی تو را مخدوم خود دانی که دانم مرا محکوم خود دانم که دانی گرانی از حضورت کی توان یافت که ناید از سبک روحان گرانی ز شعرت عار می باید … ادامه

چو شاه شرق ز یغمای روم باز آمد

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 19 بمدح المولی الاعظم رکن الدین البکرانی چو شاه شرق ز یغمای روم باز آمد پیاده گشت از این سبز خنک چوگانی برفت در حرم و سوی تیر کرد خطاب که ای وزیر جهاندیده پیر نورانی همین زمان برو و قاضی فلک را گوی که یک نفس چه بوَد گر … ادامه

بزم اگر بی نار پستانی بود

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 18 بزم اگر بی نار پستانی بود خاک بنک از خون جام باده به شاهد و شمع و شراب آماده دار زآنک اسباب طرب آماده به ماهرویی را که بر نتوان نهاد در ره مهرش قدم ننهاده به هر که را دلداده ای و گاده ای دل چه باشد پیش … ادامه

پیش دانا به صد روان ارزد

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 17 پیش دانا به صد روان ارزد قطره ای خون صدر دین یحیی همچنان در قفای دینار است طبع موزون صدر دین یحیی تیز در ریش عامل تمغا ک.ر در ک.ن صدر دین یحیی (1)   واژگان دشوار : 1-واژگان به کار رفته دور از ادب بودند. به ناچار آنها … ادامه

کافی دولت و دین میر ابوبکر که نیست

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 15 کافی دولت و دین میر ابوبکر که نیست در جهانت به معالی و کمالات نظیر چه دهم شرح مقادیر عطای تو که نیست با ایادی گفت حاصل کان عشر عشیر بگشا دست جوانمردی و با همچو منی فکر امسال به یکباره برون کن ز ضمیر بلبل طبع من آن … ادامه

صدر دین یحیی تمغاچی که هست

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 14 فی المذمة صدرالدین یحیی التمغاچی صدر دین یحیی تمغاچی که هست در خری بی مثل و خر طبعی مَثَل عالی از وی گشته رایات خطا نازل از وی گشته آیات زلل صورت او معنی فسق و فجور معنی او صورت کذب و دغل در نفاق از وی سپر بفکنده … ادامه

دوش با ماده خری، ک.ن خری صحبت داشت

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 13 دوش با ماده خری، ک.ن خری صحبت داشت (1) نفس شهوانی او مایل شاهد بازی با تو آن مردک خرگای بگویم که بود حسن لیپر و آن خر عمر شیرازی واژگان دشوار : 1-واژه ی به کار رفته دور از ادب بود. به ناچار آن را ننوشتیم!  

تا چند کنی عرض عروض ای ز جهالت

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 12 تا چند کنی عرض عروض ای ز جهالت ناکرده جوی حاصل و مغرور به تحصیل بس زن که بود نادره گوی و سخن آرای نی همچو شما غرّه به درّاعه و مندیل از وزن چه پرسید که بیرون ز شمارست مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل  

جهان جود شمس دین و دولت

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 11 فی طلب العیادة جهان جود شمس دین و دولت زهی طبع تو در دانش جهانی نه چون رایت فلک را آفتابی نه چون قدرت زمین را آسمانی سپهر فضل را تابنده مهری جهان علم را صاحبقرانی فلک را نور رایت رهنمایی قضا را نوک کلکت ترجمانی صبا از گلشن … ادامه