بایگانی‌های قصاید خواجو - ادبستان شعر پارسی

الا ای لعبت قدسی بیار آن راح ریحانی

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 61 فی مدح المولی الاعظم خلاصة العترة النبویه زبدة آل المصطفویه حمید الملة و الدین ادام الله برکة انفاسه الشریفه الا ای لعبت قدسی بیار آن راح ریحانی که با روح القدس ما را سماعی هست روحانی سبک رطل گران در ده سبک روحان مجلس را که از ساغر نباشد … ادامه

ای خط سبز تو را عنبر و ریحان بنده

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 60 فی مدح الصاحب الاعظم الاعدل الاکرم مستخدم ارباب السیف و القلم رکن الحق و الدین عمید الملک ای خط سبز تو را عنبر و ریحان بنده درج یاقوت تو را لؤلؤ و مرجان بنده وی دلم چاه زنخدان تو را زندانی تو عزیزی و صدت یوسف کنعان بنده زنگی … ادامه

ای فلک را شمسه ی سقف شبستان یافته

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 59 فی مدح السلطان الاعظم الخاقان الاعدل الاکرم حامی عبادالله حافظ بلاد الله المجاهد فی سبیل الله مظفر الدنیا و الدین خلیل خان ای فلک را شمسه ی سقف شبستان یافته وی ملک را طایر طرف گلستان یافته دوحه ی ملت به فرّت طعنه بر طوبی زده روضه ی دولت … ادامه

ای آب نزد کلک تو تیغ اکاسره

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 58 فی مدح الامیر اعظم الاعدل الاکرم جلال الحق و الدنیا و الدین مسعود شاه طاب الله ثراه ای آب نزد کلک تو تیغ اکاسره وی خاک پیش کاخ تو قصر قیاصره مرغان خوش نوای گلستان خاطرت با طایران عالم جان در مناقره یک مفرد از سپاه تو ده باره … ادامه

فکند سبزه ز هر سو هزار زیلوچه

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 57 فی مدح الصاحب الاعظم جلال الدین شاه الخوافی فکند سبزه ز هر سو هزار زیلوچه کشید بر لب هر جویبار زیلوچه ز غیب فرش طرب را رسید سرسبزی که سبزه می فکند سبزکار زیلوچه درون منظره ی چار طاق لاله فکند نسیم صبح ز مشک تتار زیلوچه میان فرش … ادامه

به نوروزی بیا یارا بیارا اشتر و حجره

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 56 فی مدح السلطان الاعظم جمال الدولة و الدین الشیخ ابواسحق طاب ثراه به نوروزی بیا یارا بیارا اشتر و حجره که آرایند از بهر تماشا اشتر و حجره مران چون صالح و یوسف حدیث از ناقه و زندان که نبود پای بند مرد دانا اشتر و حجره ز ابر … ادامه

زهی از درت آسمان را وظیفه

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 55 فی مدح الصاحب السعید رکن الدنیا والدین عمیدالملک طاب الله ثراه زهی از درت آسمان را وظیفه گرفته ز دست تو دریا وظیفه ز لطفت صبا کرده طرف چمن را نهالی گلریز و دیبا وظیفه عروس فلک را ز سمّ سمندت شده معجر گرد والا وظیفه ز انعام عام … ادامه

چون سرخ گل برآمد ازین سبز بوستان

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 54 فی مدح الصاحب الاعظم فخر الدولة و الدین التبریزی و یذکر ابتهاجه بصحة الوزیر العادل غیاث الدین محمد چون سرخ گل برآمد ازین سبز بوستان آفاق شد ز مرغ سحرخوان پر از فغان خاتون نیمروز برون آمد از افق از روی دلفروز برافکند طیلسان پیدا شد از افق علم … ادامه

ای پیکر منوّر محرور خوی چکان

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 53 فی مدح امیر الاعظم الشهریار المعظم والی السیف و القلم خسرو غازی المنصور مبارز الحق و الدین محمد زید عدله و یصف الحمام ای پیکر منوّر محرور خوی چکان ثعبان آتشین دم روئینه استخوان گویی سمندری که در آتش کنی قرار یا مرغ آبیی که در آبت بود مکان … ادامه

آن چیست عکس بیرق زرین آسمان

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 52 فی مدح الامیر الاعظم جلال الدنیا و الدین ارپه بیک و یصف السیف آن چیست عکس بیرق زرین آسمان یا برق تیغ خسرو کیخسرو آستان چون چرخ بی قرار و ازو چرخ را قرار زو فتنه بی نشان و ازو فتنه را نشان همچون سماک رامح و زو رأس … ادامه

وقت صبحم گذر افتاد بر اطراف چمن

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 51 فی مدح الامیر الاعظم الاعدل الاکرم صاحب الجیش و العلم شرف الحق الدنیا و الدین مبارز الاسلام و المسلمین شاه مظفر زید عدله وقت صبحم گذر افتاد بر اطراف چمن با بتی ماه رخ سنگدل سیم بدن برکشیدیم چو سرو از لب سرچشمه علم تا بشوئیم ز رخساره ی … ادامه

قرطه ی زر چاک زد لعبت سیمین بدن

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 50 فی منقبة مولای متقیان اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب علیه السلام قرطه ی زر چاک زد لعبت سیمین بدن اشک ملمّع فشاند شمع مرصّع لگن خیری خور بردمید از دل خارای کوه مرغ چمن برکشید زمزمه ی خار کن دانه ی گاورس چید باز سپید سحر داغ گلستان بماند … ادامه