بایگانی‌های قصاید خواجو - صفحه 2 از 6 - ادبستان شعر پارسی

الا ای جعد چین بر چین مشکین کمند افکن

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 49 فی مدح الصاحب الاعظم دستور المعظم شمس الحق و الدین محمود صاین قاضی نور الله مرقده الا ای جعد چین بر چین مشکین کمند افکن گرفته آفتابت جیب و ماه و مشتری دامن تو آن جادوی کشمیری که از بادش بود مرکب تو آن هندوی خونخواری که بر آتش … ادامه

من به بال کبریا در اوج وحدت می پرم

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 48 فی الحقیقة و اثبات النفس الناطقه من به بال کبریا در اوج وحدت می پرم بشنو آواز ملایک از طنین شهپرم ترجمان قایل وحیست در اطوار غیب خامه ی معجز نمای و طبع حکمت پرورم عکس عالم در وجود خویش بینم منعکس ور ز من باور کنی آیینه ی … ادامه

ز گردش فلک تیز گرد آینه فام

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 47 فی مدح السلطان الاعظم الشیخ ابواسحق طاب مثواه و یصف القلعه ز گردش فلک تیز گرد آینه فام چو راه یافت بدین قلعه اختلال تمام برآمد اختر دولت ز مطلع مقصود گرفت کار ممالک دگر قرار و نظام طلوع کرد ز مشرق مه سپهر جلال نزول کرد به کرمان … ادامه

چون برآمد جوش جیش شاه زنگ از راه شام

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 46 فی مدح الشیخ الاعظم السالک الربانی و الناسک الصمدانی برهان الملة و الدین الکوبنانی قدس نفسه چون برآمد جوش جیش شاه زنگ از راه شام منهزم شد قیصر رومی رخ مشرق خرام شاه هفت اقلیم گردون را که خوانند آفتاب رفت تیغ تیز شرق افروز مصری در نیام عنبر … ادامه

ای که رضوانت فرستد روضه ی دارالسلام

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 45 فی مدح الامیر الاعظم الاعدل الاکرم جلال الحق و الدنیا و الدین مسعود شاه طاب الله ثراه ای که رضوانت فرستد روضه ی دارالسلام سبحه گردانان گردون کرده در صحنت مقام در زوایای تو قطب آسمان را اعتکاف در زمین بوس تو شاه اختران را احترام سایر سیاره بر … ادامه

دوش چون شاه حبش بیرون خرامید از حرم

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 44 فی مدح الصاحب الاعظم غیاث الدنیا و الدین محمد رشید دوش چون شاه حبش بیرون خرامید از حرم راستی را همچو سرو از در درآمد دلبرم مجمر و شمع و شراب آوردم و نقل و کباب گفتم امشب با سر زلفش به پایان آورم هر زمان با خویش می … ادامه

رسید موکب کوکب مثال خسرو اعظم

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 43 فی مدح الامیر الاعظم و السلطان المعظم جمال الدولة و الدین نیک پی نورالله مرقده رسید موکب کوکب مثال خسرو اعظم پناه ملک سلیمان خدیو اعدل اکرم سپهر مهر معالی مه سپهر معانی فروغ دیده ی دولت چراغ دوده ی آدم جمال دولت و دین نیکپی تهمتن ثانی که … ادامه

سلامی چو اجسام علوی معظّم

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 42 فی مدح المولی المعظم الصاحب الاعظم السعید الشهید تاج الحق و الدین العراقی و ارسل الیه سلامی چو اجسام علوی معظّم سلامی چو ارواح قدسی مکرّم سلامی مروّح چو روح ریاحین سلامی مفرّح چو شاخ سپرغم سلامی چو اعجاز موسی عمران سلامی چون انفاس عیسی مریم سلامی در او … ادامه

سحر چو مشعله دار سپهر آینه فام

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 41 وله ایضاً سحر چو مشعله دار سپهر آینه فام چراغ صبح برافروزد از دریچه ی بام ز روی مهر بشوید جهان سفله نواز ز چهره ی شب زنگی نهاد گرد ظلام به عزم مملکت نیمروز لشگر روم معاودت کند از ترکتاز ملکت شام شه ممالک گردون که از سیاست … ادامه

ای کعبه ی روی چو مهت قبله ی عالم

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 40 فی مدح صاحب الاعظم و الامام الاعلم زین الحق و الدین الزیر آبادی نورالله ضریحه ای کعبه ی روی چو مهت قبله ی عالم خالت حجرالاسود و لب چشمه ی زمزم ای پیکر مطبوع تو الطاف مرکّب وی مجمع ترکیب تو ارواح مجسّم بوی سر زلف سیهت نکهت فردوس … ادامه

زهی عذار تو دارالقرار مردم چشم

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 39 فی مدح الصاحب السعید رکن الدین عبدالملک طاب ثاره زهی عذار تو دارالقرار مردم چشم درون چشم تو جای قرار مردم چشم سواد خال تو هندوچه ی حدیقه ی جان بیاض روی تو باغ بهار مردم چشم هلال ابروی تو طاق منظر دیده قد تو نارون جویبار مردم چشم … ادامه

چون پدید آورد رخ پیل سپید صبحدم

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 38 فی مدح سلطان الاعظم و الخاقان الاعدل الاکرم جمال الدولة و الدین چون پدید آورد رخ پیل سپید صبحدم شد روان شیر سیاه شب سوی دشت عدم شیر چرخ نیلگون در دم نهان گشت از نظر خون برآورد از جگر پیل دمان صبحدم شیر گردون کز کواکب بود چون … ادامه