بایگانی‌های خواجوی کرمانی - صفحه 12 از 136 - ادبستان شعر پارسی

الا ای عین آب زندگانی

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 58 کتب علی کتابه مغتسل الا ای عین آب زندگانی منوّر از تو چشم کامرانی تو را آب روان گفتن روا نیست که می بینم که خود عین روانی اگر خضر از تو یک شربت بنوشد بشوید دست از آب زندگانی بود روشن که هستی حوض کوثر چرا کاندر بهشت … ادامه

دی دمی با غمگساری باز می گفتم غمی

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 57 فی الشکوی عن تعویق الاحسان دی دمی با غمگساری باز می گفتم غمی از بلای تنگدستی و جفای روزگار گفت آنکت خواجه می فرمود آیا هیچ داد گفتم آری داد گفت آخر چه گفتم انتظار  

عزیزی کو مرا خواری نمودی

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 56 عزیزی کو مرا خواری نمودی چو در مسجد مسلمان با مجوسی ز دنیا رفت و عین مصلحت بود چرا کز ماکیان ناید خروسی کنون بر کهربا تا چند بارم به گاه گریه اشک سندروسی که گر زد کرکس چرخش منقار چنان به کاید از کبکان مصوصی ولی بنگر که … ادامه

چون گشت سوار آنک به هنگام سواری

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 55 چون گشت سوار آنک به هنگام سواری جولانگه کُه پیکر او عالم بالاست زد پاشنه بر استر و از جای برانگیخت زانسان که ازو استرک خسته امان خاست استر چو به تنگ آمد ازو بانگ برآورد: “گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست”  

صاحب ما گرش کرم بودی

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 54 صاحب ما گرش کرم بودی مثلش اندر زمانه کم بودی ور نبودی علم به بدنامی فلکش شقّه ی علم بودی ور جهان را وجود ننهادی مثلش این لحظه در عدم بودی ور درم را ز دست می دادی نام او سکه ی  درم بودی ور عجم را به جود … ادامه

میربوبکر طوی گو بنمای

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 53 میربوبکر طوی گو بنمای کرم بوالحسن به وجه حسن بار بر چارپای عجز منه رحم کن بر جوال خواهر و زن رو به دیوار اصطناع آور ک.ن به دیوار بخل باز مزن (1) واژگان دشوار : 1-واژه ی به کار رفته دور از ادب بود. به ناچار آن را … ادامه

باد پیمایی که جم را خاک ره پنداشتی

خواجوی کرمانی- قطعه شماره 52 باد پیمایی که جم را خاک ره پنداشتی بر من از دیوانگی هر دم کمینی می گشود گفتم آخر چند ازین گرمی برو سردی مکن می فروزی آتش و خود کور می گردی به دود چون نداری زهره ای زهرت نمی باید فشاند چون ندیدی چرمه ای چربت نمی باید … ادامه

مه سپهر هنر شمس دین محمدشاه

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 51 فی تاریخ وفات شمس الدین محمدشاه و کتب علی بنائه مه سپهر هنر شمس دین محمدشاه زلال مشرب دین و نهال گلشن داد در اول شب یوم الخمیس در شوال میان خفتن و شام آخر مه مرداد دوده گذشته ز عمرش ز جور دور فلک به یک دو روزه … ادامه

ای آفتاب اوج معانی که از علو

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 50 کتب الی ملک الواعظین ظهیرالدین طوطی الواعظ ای آفتاب اوج معانی که از علو قدرت ورای کنگره قصر مشتریست وی صدر روزگار که صدر رفیع تو بالاتر از مدارج نه چرخ چنبریست رشحی ز نهر جود تو دریای قلزم است عکسی ز نور رای تو خورشید خاوریست هر چند … ادامه

ایا سپهر علّوی که رای روشن تو

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 49 فی طلب العیادة ایا سپهر علّوی که رای روشن تو ز شاه گنبد پیروزه گوی برباید عروس کلّه ی طبعت بگاه جلوه گری هزار دل برباید چو پرده بگشاید به لطف طبع تو دیگر کجا تواند دید هزار سال سپهر ار جهان بپیماید قسم به شکّر نطقت که طوطی … ادامه

کمال دین سپهر فضل خواجو

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 48 کتب مولانا الاعظم شمس الدین النخجوانی الی صاحب الکتاب کمال دین سپهر فضل خواجو جهان علم و دریای معانی شنیدم گفته ای امروز جایی حدیث بنده شمس نخجوانی که او را دیدم و با او نشستم بدیدم از حضور او گرانی غلط کردی تو اندر نسبت من به جمع … ادامه

شاها سزد که در شکرستان مدح تو

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 47 کتب الی الشهریار السعید عزالدین کردانشاه الهرموزی شاها سزد که در شکرستان مدح تو طوطی طبع من شکند هر زمان شکر از خوان بخشش تو گرم بهره نیست هست دایم ز شکر عاطفتم در دهان شکر ز انعام شه که در حق این بنده کرده بود گفتند هست در … ادامه