پس نام پیمبری به دست آر
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 28 پس نام پیمبری به دست آر وان نیز ردیف نام او دان
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 28 پس نام پیمبری به دست آر وان نیز ردیف نام او دان
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 27 با زرده ی خایه یار کن ضم وانگاه مصحّفش فرو خوان
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 26 معیّن با تو گفتم گر بدانی که نام یار من هفتاد و هشت است
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 25 شست در هنگامه میباید فکند تا که افتد ماهئی ناگه به بند
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 24 کاف را بستان و در زا ضرب کن تا شود نام نگاری ضرب زن
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 23 نام آن لاله روی عنبر موی قلب زلف است بر کناره ی روی
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 22 قلب قلب قلب با قلب جگر نام خورشیدی بود زرّین کمر
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 21 کام جانم هیچ می دانی که چیست در میان مهر و مه آبی و بس
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 20 بدری که بود در شب گیسوش قمر نامش سر صندوق بود بر سر در
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 19 تصحیف شکوفه را به دست آر تا ماه مرا در او ببینی
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 17 اگر نام یارم ندانی که چیست بگردان سپر نام شود روشنت