سرو قبا پوش من قباش بگردان
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 16 سرو قبا پوش من قباش بگردان ای شده اسرار غیب پیش تو روشن باز ز سیصد بگیر شست و نگه دار تا شودت نام آن نگار معیّن
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 16 سرو قبا پوش من قباش بگردان ای شده اسرار غیب پیش تو روشن باز ز سیصد بگیر شست و نگه دار تا شودت نام آن نگار معیّن
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 15 آیا چه خوش بود بگه صبح در چمن گل در میان مجلس و ما در میان گل
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 14 دندان کلب چون شکنی جزو قالبش با قلب سی چو یار شود نام او شود
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 13 سر سگ برکن و باقیش مضاعف گردان وانگهش قلب کن و نام نگارم برخوان
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 12 هفتاد و هشت نام یکی حور پیکرست کو را رخی چو جنت و لعلی چو کوثرست
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 11 آنچه ما راست بر یمین و یسار سر دستست و کاسه ی زانو نام او گفته شد که زلف کژش زنگبارست و خال و لب هندو
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 10 آنک جعدش مرغ دل را دام بود شکل زلفش در کشیدن نام بود
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 9 نام صنمی که می نبینم بازش ببسای بریشم و بزن بر سازش
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 8 حرف سوم سه چون بیندازی وانگاه دو حرف از ابروی تازی در اول آن درآوری نامیست گر زانک تو را به گفتنش کامیست
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 7 بستان ز کتاب حرف اول وانگاه بیا بدل فرو خوان تا نام کسی شود که ما را درد غم عشق اوست درمان
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 6 پریرویی که از ما ناورد یاد چو نامش بنگری هشت است و هفتاد
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 5 گفتمش ای ماهرو نام تو خود چیست گفت گوشه ی ابرو مرا بر طرف مه نگر