نام شه ملک چین قلب قلبست
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 76 نام شه ملک چین قلب قلبست در قلب شه مصحّف قلب شکن
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 76 نام شه ملک چین قلب قلبست در قلب شه مصحّف قلب شکن
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 75 آخر اول بگیر و اول آخر چارم پنجم دگر اضافت آن کن باز بگیر از کمیش حرف دوم را نام بتی ماه روی پسته دهان کن منقلبش کن که گرددت همه ثابت وانگه از آن نام یار خویش بیان کن
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 74 آنک افتاد چو ماهی دل من در دامش ماهی از شست برون کن که بدانی نامش
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 73 این طرف نگر که وقتی از عالم ذوق نی بر سر حمدویه زدم نامی شد
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 72 شه در بر ما نام پری پیکر ماست لیکن نتوان گفت که شه در بر ماست
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 71 آه مقلوب در میانه ی شب نام آن ماه مهربان من است
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 70 نام آنکو مرا ز غصّه بکشت سر دستست در میانه ی پشت
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 69 دندان عسس ز زیر و بالا بشکن وانگه دهنش بدوز و دربند افکن تا نام مه دلبر سیمینبر من ماننده ی خورشید بدانی روشن
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 68 دندان اسب بشکن و شه را برو نشان تا نام آن پری رخ نسرین بدن شود
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 67 آن لحظه که بفکنند پنجاه ز شست معلوم کنند نام معشوقه ی ما
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 66 یک جزو ز جزوهای فخری نامه در اول شب بخوان که نامی گردد
خواجوی کرمانی – معمیات شماره 65 نام آنکو صد یک حسنش نباشد آفتاب در حساب ار زانک سیصد نیست صد باری بود