در پای تو هر کس که سرانداز نیاید
خواجوی کرمانی – غزل شماره 342 در پای تو هر کس که سرانداز نیاید چون هندوی زلف تو سرافراز نیاید گر سر نکشد ز آتش دل شمع جگر سوز ماننده زر در دهن گاز نیاید گفتم بگریزم ز کمند تو ولیکن مرغی که سوی دام رود باز نیاید جان کی برم از آهوی صیاد تو … ادامه



