دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد - ادبستان شعر پارسی % %

دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد

خواجوی کرمانی – غزل شماره 340

دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد

مهره حاصل نکند هر که ز مار اندیشد

دُر نیارد به کف آن کس که ز دریا ترسد

نخورد باده هر آنکو ز خمار اندیشد

هر که را نقش نگارنده مصوّر گردد

نقش دیوار بود گر ز نگار اندیشد

تو چه یاری که نداری غم و اندیشه ی یار

یاری آن است که یار از غم یار اندیشد

در چنین وقت که از دست برون شد کارم

من بیچاره کئم چاره ی کار اندیشد

هر که سر در عقب یار سفر کرده نهاد

این خیالست که دیگر ز دیار اندیشد

در چنین بادیه کاندیشه ی سر نتوان کرد

بار خاطر طلبد هر که ز بار اندیشد

آنک شد بیخبر از زمزمه ی نغمه ی زبر

تو مپندار که از ناله ی زار اندیشد

گر تو صد سال کنی ناله و زاری خواجو

گل صد برگ کی از بانگ هزار اندیشد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤