کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی
خواجوی کرمانی – غزل شماره 906 کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی زانک در شهر شدم شهره به دُردآشامی آنچنان خوار و حقیرم که مرا دشمن و دوست چون سگ از پیش برانند به دشمن کامی ما چنین سوخته ی باده و افسرده دلان احتراز از می جوشیده کنند از خامی تا دلم … ادامه



