کشتی ما کو که ما زورق در آب افکنده ایم
خواجوی کرمانی – غزل شماره 678 کشتی ما کو که ما زورق در آب افکنده ایم در خرابات مغان خون را خراب افکنده ایم جام می را مطلع خورشید تابان کرده ایم وز حرارت تاب دل در آفتاب افکنده ایم با جوانان بر در میخانه مست افتاده ایم وز فغان پیر مغان را در عذاب … ادامه



