زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده
خواجوی کرمانی – غزل شماره 822 زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده گشوده آتش مهر تو آبم از دیده فروغ روی تو تا دیده ام ز زیر نقاب نمی رود همه شب آفتابم از دیده چو رنگ و بوی گل و سنبل تو کردم یاد گلم ز یاد برفت و گلابم از دیده شب … ادامه



