مطربم سرمست شد انگشت بر رق میزند
مولانا-غزل شماره 738 مطربم سرمست شد انگشت بر رق میزند پرده ی عشاق را از دل به رونق میزند رخت بربندید ای یاران که سلطان دو کون ایستاده بر فراز عرش سنجق میزند اولیا و انبیا حیران شده در حضرتش یحیی و داوود و یوسف خوش معلق میزند عیسی و موسی که باشد چاوشان … ادامه



