لب بر لب هر بوسه ربایی بنهی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1947 لب بر لب هر بوسه ربایی بنهی نوبت چو به ما رسد بهایی بنهی جرم را همه عفو کنی بی سببی وین جرم مرا دستی و پایی بنهی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1947 لب بر لب هر بوسه ربایی بنهی نوبت چو به ما رسد بهایی بنهی جرم را همه عفو کنی بی سببی وین جرم مرا دستی و پایی بنهی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1946 کیوان گردی چو گرد کیوان گردی مردی گردی چو گرد مردان گردی لعلی گردی چو گرد این کان گردی جانی گردی چو گرد جانان گردی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1945 کی پست شود آنکه بلندش تو کنی شادان بود آنجا که نژندش تو کنی گردون سرافراشته صد بوسه زند هر روز بر آن پای که بندش تو کنی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1944 گویی که مگر به باغ رز رشته امی یا بر رخ خویش زعفران کشته امی آن وعده که کرده ای رها می نکند ور نی خود را به رایگان کشته امی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1943 گوهر چه بود به بحر او جز سنگی گردون چه بود بر در او سرهنگی از دولت دوست هیچ چیزم کم نیست جز صبر که از صبر ندارم رنگی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1942 گفتی که تو دیوانه و مجنون خویی دیوانه تویی که عقل از من جویی گفتی که چه بی شرم و چه آهن رویی آیینه کند همیشه آهن رویی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1941 گفتند که هست یار را شور و شری گفتم که دوم بار بگو خوش خبری گفتا ترش است روی خوبش قدری گفتم که زهی تهمت کج بر شکری
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1940 گفتم که کدامست طریق هستی دل گفت طریق هستی اندر پستی پس گفتم دل چرا ز پستی برمد گفتا زیرا که دل در این بربستی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1939 گفتم که دلا تو در بلا افتادی گفتا که خوشم تو به کجا افتادی گفتم که دماغ را دوا باید گفت دیوانه تویی که در دوا افتادی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1938 گفتم که چونی مها خوشی محزونی گفتا مه را کسی نپرسد چونی چون باشد طلعت مه گردونی تابان و لطیف و خوبی و موزونی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1937 گفتم صنمی شدی که جان را وطنی گفتا که حدیث جان مکن گر ز منی گفتم که به تیغ حجتم چند زنی گفتا که هنوز عاشق خویشتنی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1936 گفتم صنما مگر تو جانان منی اکنون که همی نظر کنم جان منی مرتد گردم گر ز تو من برگردی ای جان جهان تو کفر و ایمان منی