ای از دل و جان لطیفتر قالب تو
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1539 ای از دل و جان لطیفتر قالب تو بسیار رهست از شکر تا لب تو عمریست که آفتاب و مه میگردند روزان و شبان در آرزوی شب تو
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1539 ای از دل و جان لطیفتر قالب تو بسیار رهست از شکر تا لب تو عمریست که آفتاب و مه میگردند روزان و شبان در آرزوی شب تو
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1538 ای آب از این دیدهی بی خواب برو وی آتش از این سینهی پر تاب برو وی جان چو تنی که مسکنت بود نماند بیآبی خود مجوی و بر آب برو
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1537 از گنج قدم شدیم ویرانه ی او ز افسانهی او شدیم افسانه ی او آوخ که ز پیمان و ز پیمانه ی او کس خانهی خود نداند از خانه ی او
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1536 از جان بشنیدهام نوای غم تو نی خود جانها است ذرههای غم تو آن صورتها که در درون میآیند تابند چو ذره در هوای غم تو
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1535 آن لاله رخی که با رخ زردم از او وان داروی دردی که همه دردم از او یک روز به بازار بری بر من زد باور نکند کس چه بری خوردم از او
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1534 آن کس که همیشه دل پر از دردم از او با سینهی ریش و با رخ زردم از او امروز بناز او بری بر من زد المنة لله که بری خوردم از او
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1533 آن شخص که رشک برد بر جامهی تو یا رشک برد بر لب خودکامهی تو یا رشک برد بر آن رخ فرخ تو یا بر کر و فر رخ علامهی تو
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1532 آن شاه که هست عقل دیوانهی او وز عشق دلم شده است همخانهی او پروانه فرستاد که من آن توام صد شمع به نور شد ز پروانهی او
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1531 آن رهزن دل که پای کوبانم از او چون آینهی خیال خوبانم از او جانیست که چون دست زنان میآید یارب یارب چه میشود جانم از او
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1530 یا اوحد بالجمال یا جانمسن از عهد من ای دوست مگر یادمسن قد کنت تجنی فقل تاجکسن والیوم هجرتنی فقل سن کیمسن
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1529 یا رب چه دلست این و چه خو دارد این در جستن او چه جستجو دارد این بر خاک درش هر نفسی سر بنهد خاکش گوید هزار رو دارد این
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1528 یا دلبر من باید و یا دل بر من نی دل بر من باشد و نی دلبر من ای دل بر من مباش بیدلبر من یک دل بر من به از دو صد دل بر من