جانیست غذای او غم و اندیشه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1623 جانیست غذای او غم و اندیشه جانی دگر است همچو شیر بیشه اندیشه تو تیشه است زینسو منشین هان تا نزنی تو پای خود را تیشه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1623 جانیست غذای او غم و اندیشه جانی دگر است همچو شیر بیشه اندیشه تو تیشه است زینسو منشین هان تا نزنی تو پای خود را تیشه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1622 تو توبه مکن که من شکستم توبه هرگز ناید ز جان مستم توبه صد بار و هزار بار بستم توبه خون میگرید ز دست دستم توبه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1621 تو آبی و ما جمله گیاهیم همه تو شاهی و ما جمله گداییم همه گوینده تویی و ما صداییم همه جوینده تویی چرا نیاییم همه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1620 تا روی تو را بدیدم ای بت ناآگاه سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه روزی شنوی کز غم عشقت ای ماه گویند بشد فلان که انالله
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1619 بیگاه شد و دل نرهید از ناله روزی نتوان گفت غم صد ساله ای جان جهان غصه ی بیگاه شدن آنکس داند که گم شدش گوساله
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1618 بیگانه شوی ز صحبت بیگانه بشنو سخن راست از این دیوانه صد خانه پر از شهد کنی چون زنبور گر زان که جدا کنی ز اینان خانه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1617 بفروخت مرا یار به یک دسته تره باشد که مرا واخرد آن یار سره نیکو مثلی زده است صاحب شجره ارزان بفروشد آنکه ارزان بخره
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1616 بازیچه ی قدرت خداییم همه او راست توانگری گداییم همه بر یکدگر این زیادتی جستن چیست آخر ز در یکی سراییم همه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1615 باز آمد یار با دلی چون خاره وز خاره ی او این دل من صد پاره در مجلس من بودم و عشقش چون چنگ اندر زده چنگ در من بیچاره
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1614 ای میر ملیحان و مهان شیئی الله وی راحت و آرامش جان شیئی الله ای آنکه به هر صبح به پیش رخ تو میگوید خورشید جهان شیئی الله
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1613 ای کوران را به لطف ره بین کرده وی گبران را پیشرو دین کرده درویشان را به ملک خسرو کرده وی خسرو را برده ی شیرین کرده
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1612 ای سرو ز قامت تو قد دزدیده گل پیش رخ تو پیرهن بدریده بردار یکی آینه از بهر خدای تا همچو خودی شنیدهای یا دیده