عشق غلب القلب و قد صار به
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1635 عشق غلب القلب و قد صار به حتی فنی القلب بما جار به القلب کطیی خفص الریش به عشق نتف الریش و قد طار به
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1635 عشق غلب القلب و قد صار به حتی فنی القلب بما جار به القلب کطیی خفص الریش به عشق نتف الریش و قد طار به
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1634 صوفی نشوی به فوطه و پشمینه نه پیر شوی ز صحبت دیرینه صوفی باید که صاف دارد سینه انصاف بده صوفی و آنگه کینه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1633 صحت که کشد به سقم و رنجوری به زان جامه که سازی بستم عوری به چشمی که نبیند ره حق کوری به صحبت که تقرب نبود دوری به
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1632 صاحب نظران راست تحیر پیشه مر کوران را تفکر و اندیشه صد شاخ خوش از غیب گل افشان بر تو بر شاخ رضا چه میزنی تو تیشه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1631 سه چیز ز من ربوده ای بگزیده صبر از دل و رنگ از رخ و خواب از دیده چابک دستی که دست و بازوت درست تصویر عقول چون تو نازاییده
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1630 زلف تو که یک روزم از او روشن نه با خاک برآورد سرو با من نه با هر چه درآرد سر او زنده شود کانجا همه جانست سراسر تن نه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1629 روی تو نماز آمد و چشمت روزه وین هر دو کنند از لبت دریوزه جرمی کردم مگر که من مست بدم آب تو بخوردم و شکستم کوزه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1628 دی از سر سودای تو من شوریده رفتم به چمن جامه چو گل بدریده از جمله خوشی های بهارم بی تو جز آب روان نیامد اندر دیده
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1627 در عشق خلاصه ی جنون از من خواه جان رفته و عقل سرنگون از من خواه صد واقعه ی روز فزون از من خواه صد بادیه پر آتش و خون از من خواه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1626 در بندگیت حلقه به گوشم ای شاه در چاکریت به جان بکوشم ای شاه در خدمت تو چو سایه من پیش روم تو شیری و من سیاه گوشم ای شاه
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1625 در باغ جهان طرفه گلم بشکفته بیدارم اگر چه مینمایم خفته من گوهر بحریم ولیکن آوخ کاندر دهن گاو تنم بنهفته
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1624 دانی شب چیست بشنو ای فرزانه خلوت کن عاشقان ز هر بیگانه خاصه امشب که با مهم همخانه من مستم و مه عاشق و شب دیوانه