در خواب مهی دوش روانم دیده است
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 303 در خواب مهی دوش روانم دیده است با روی و لبی که روشنی دیده است یا بر گل ترکان شکر جوشیده است یا بر شکرستان گل تر روییده است
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 303 در خواب مهی دوش روانم دیده است با روی و لبی که روشنی دیده است یا بر گل ترکان شکر جوشیده است یا بر شکرستان گل تر روییده است
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 302 در بتکده تا خیال معشوقه ی ما است رفتن به طواف کعبه در عین خطا است گر کعبه از او بوی ندارد کنش است با بوی وصال او کنش کعبه ی ما است
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 301 در باغ من ار سرو و اگر گلزار است عکس قد و رخساره ی آن دلدار است بالله به نامی که تو را اقرار است امروز مرا اگر رگی هشیار است
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 300 دایم ز ولایت علی خواهم گفت چون روح قدس نادعلی خواهم گفت تا روح شود غمی که بر جان منست کل هم و غم سینجلی خواهم گفت
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 299 خیزید که آن یار سلامت برخاست خیزید که از عشق غرامت برخاست خیزید که آن لطیف قامت برخاست خیزید که امروز قیامت برخاست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 298 خورشید و ستارگان و بدر ما اوست بستان و سرای و صحن و صدر ما اوست هم قبله و هم روزه و صبر ما اوست عید رمضان و شب قدر ما اوست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 297 خورشید رخت ز آسمان بیرونست چون حسن تو کز شرح و بیان بیرونست عشق تو در درون جان من جا دارد واین طرفه که از جان و جهان بیرونست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 296 خویی به جهان خوبتر از خوی تو نیست دل نیست که او معتکف کوی تو نیست موی سر چیست جمله سرهای جهان چون مینگرم فدای یک موی تو نیست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 295 خواهی که تو را کشف شود هستی دوست بر رو به درون مغز و برخیز ز پوست ذاتیست که گرد او حجب تو بر توست او غرقه ی خود هر دو جهان غرقه در اوست
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 294 خاک قدمت سعادت جان من است خاک از قدمت همه گل و یاسمن است سر تا قدمت خاک ز تو میرویند زان خاک قدم چه روی برداشتن است
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 293 حاشا که دلم ز شب نشینی سیر است یا ساقی ما بیمدد و ادبیر است از خواب چو سایه عقلها سر زیر است فردا ز پگه بیا که امشب دیر است
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 292 حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست یا خوبتر از دیدن رویت کاریست اندر دو جهان دلبر و یارم تو بسی هم پرتو توست هر کجا دلداریست