رقص آن نبود که هر زمان برخیزی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1887 رقص آن نبود که هر زمان برخیزی بی درد چو گرد از میان برخیزی رقص آن باشد کز دو جهان برخیزی دل پاره کنی ور سر جان برخیزی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1887 رقص آن نبود که هر زمان برخیزی بی درد چو گرد از میان برخیزی رقص آن باشد کز دو جهان برخیزی دل پاره کنی ور سر جان برخیزی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1886 رفتم به طبیب گفتم از بینایی افتاده ی عشق را چه میفرمایی ترک صفت و محو وجودم فرمود یعنی که ز هر چه هست بیرون آیی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1885 رفتم بر یار از سر سر دستی گفتا ز درم برو که این دم مستی گفتم بگشای در که من مست نیم گفتا که برو چنان که هستی هستی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1884 دی مست بدی دلا و چست و سفری امروز چه خورده ای که از دی بتری رقصان شده سرسبز مثال شجری یا صاحب خورشید بسان سحری
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1883 دی عاقل و هشیار شدم در کاری بر هم زد دوش مر مرا عیاری دیدم که دل آن اوست من اغیارش بیرون رفتم از آن میان من باری
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1882 دیروز فسون سرد برخواند کسی او سردتر از فسون خود بود بسی بر مایده ی عشق مگس بسیار است ای کم ز مگس کو برمد از مگسی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1881 دی بود چنان دولت روزافروزی و امروز چنین آتش عالم سوزی افسوس که در دفتر عمرم ایام آن را روزی نویسد این را روزی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1880 دی بلبلکی لطیفکی خوش گویی میگفت ترانه ای کنار جویی کز لعل و زمرد و زر و زیره توان برساخت گلی ولی ندارد بویی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1879 دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی امشب به دغل به هر سویی میافتی گفتم که مرا تا به قیامت جفتی گو آن سخنی که وقت مستی گفتی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1878 دوش از سر عاشقی و از مشتاقی می کردم التماس می از ساقی چون جاه و جمال خویش بنمود به من من نیست شدم بماند ساقی ساقی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1877 دوش آمد آن خیال تو رهگذری گفتم بر ما باش ز صاحب نظری تا صبح دو چشم من بگفتش بتری مهمان منی به آب چندان که خوری
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1876 دل کیست همه کار و گیاییش تویی نیک و بد و کفر و پارساییش تویی گفتم که برو مرا همین خواهی گفت سرگشته من از توام مرا می گویی