رفتم بر یار از سر سر دستی - ادبستان شعر پارسی % %

رفتم بر یار از سر سر دستی

مولانا – کلیات شمس تبریزی

رباعی شماره 1885

رفتم بر یار از سر سر دستی

گفتا ز درم برو که این دم مستی

گفتم بگشای در که من مست نیم

گفتا که برو چنان که هستی هستی

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤