اشعار سید تقی سیدی - ادبستان شعر پارسی ❤️

اشعار سید تقی سیدی

اشعار سید تقی سیدی

اشعار سید تقی سیدی


شعر نخست :

آه ! جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست

پیش چشمان خودت اشک بریزی کم نیست

یک خود آزاری زیباست که من تنهایم

 لذتی هست در این زخم که در مرهم نیست

اشتیاقی به گشوده شدن این گره نیست

ور نه تنهایی من که گره اش محکم نیست

من از این فاصله ها هیچ ندارم گله ای

هر چه تقدیر نوشتست بیفتد غم نیست

لذتی نیست اگر درد نباشد قبلش

لذتی بیشتر از شور پس از ماتم نیست

بی سبب درد که هم قافیه با مرد نشد

آدم بی غم و بی درد دگر آدم نیست

تو نبین ساکت و آرام نشستم کنجی

حرف نا گفته زیاد است ولی محرم نیست


 شعر دوم :

بی تفاوت می نشینیم از سر اجبار ها

 مثل از نو دیدن صد باره ی  ” اخبار” ها

 خانه هم از سردی دل های ما یخ می زند

 در سکوت ما ، صدا می آید از دیوار ها

هر شبم بی تابی و بی خوابی و بی حاصلی

 حال و روزم را نمی فهمند جز شب کارها

 دوستت دارم ولی دیگر نخواهم گفت چون

 “دوستت دارم” شده قربانی تکرار ها

 خنده های زورکی را خوب یادم داده ای

 مهربان بودی ولیکن مثل مهماندارها !

گفت تا امروز دیدی من دلی را بشکنم؟

 بغض کردم ، خود خوری کردم ، نگفتم بارها


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.

1 دیدگاه دربارهٔ «اشعار سید تقی سیدی;

  1. مهربان بودی ولیکن مثل مهماندارها !

    گفت تا امروز دیدی من دلی را بشکنم؟

    بغض کردم ، خود خوری کردم ، نگفتم بارها

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤