گردون نرهد ز تند رفتاری

پروین اعتصامی – قصیده شماره 45

گردون

گردون نرهد ز تند رفتاری

گیتی ننهد ز سر سیه کاری

از گرگ چه آمدست جز گرگی

وز مار چه خاستست جز ماری

بس بی بصری، اگر چه بینایی

بس بی خبری، اگر چه هشیاری

تو غافلی و سپهر گردان را

فارغ ز فسون و فتنه پنداری

تو گندم آسیای گردونی

گر یک من و گر هزار خرواری

معماری عقل چون نپذرفتی

در مُلک تو جهل کرد معماری

سوداگر دُر شاهوارستی

خر مهره چرا کنی خریداری

زنهار، مخواه از جهان زنهار

کاین سفله به کس نداد زنهاری

پرگار زمانه بر تو میگردد

چون نقطه تو در حصار پرگاری

یک چند شوی به خواب چون مستان

ناگه برسد زمان بیداری

آید گهِ در گذشتنت ناچار

خود بگذری، آنچه هست بگذاری

رفتند به چابکی سبکباران

زین مرحله، ای خوشا سبکباری

کردار بد تو گشت زنگارش

آیینه ی دل نبود زنگاری

از لقمه ی تن بکاه تا روزی

بر آتش آز دیگ مگذاری

بشناس زیان ز سود، تا وقتی

سرمایه به دست دزد نسپاری

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها