سوزِ تبِ فراقِ تو درمان پذیر نیست - ادبستان شعر پارسی % %

سوزِ تبِ فراقِ تو درمان پذیر نیست

وحشی بافقی- غزل شماره 81

سوزِ تبِ فراقِ تو درمان پذیر نیست

تا زنده‌ام چو شمع ازینم گزیر نیست

هر درد را که می‌نگری هست چاره‌ای

دردِ محبّت است که درمان پذیر نیست

هیچ از دلِ رمیدۀ ما کس نشان نداد

پیدا نشد عجب که به دامی اسیر نیست

بر من کمان مکش که از آن غمزه‌ام هلاک

بازو مساز رنجه که حاجت به تیر نیست

رفتی و از فراق تو از پا درآمدم

بازآ که جز تو هیچکسم دستگیر نیست

سهلست اگر گهی گذرد در ضمیر تو

وحشی که جز تو هیچکسش در ضمیر نیست

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤