این دل که دوستی به تو خون خواره می‌کند

وحشی باقی- غزل شماره 164 

این دل که دوستی به تو خون خواره می‌کند

خصمی به خود نه، با من بیچاره می‌کند

بد خوییت به آخر دیدن گذاشته است

حالا نظر به خوبی رخساره می‌کند

این صیدِ بی ملاحظۀ غافل از کمند

گردن دراز کرده، چه نظّاره می‌کند

این شیشهٔ ظریف که صد جا شکسته بیش

این اختلاط چیست که با خاره می‌کند

فردا نمایمش که سویِ جیب جان رود

وحشی که جیب عاریتی پاره می‌کند

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها