مدّتی شد کز گلستانی جدا افتاده‌ام - ادبستان شعر پارسی % %

مدّتی شد کز گلستانی جدا افتاده‌ام

وحشی بافقی- غزل شماره 304 

مدّتی شد کز گلستانی جدا افتاده‌ام

عندلیبم سخت بی برگ و نوا افتاده‌ام

نوبهاری می‌دماند از خاکِ من گل وان گذشت

گشته‌ام پژمرده وز نشو و نما افتاده‌ام

در هوایِ گلشنی صد ره چو مرغِ بسته‌ بال

کرده‌ام آهنگ پرواز و بجا افتاده‌ام

گر نمی‌پویم رهِ دیدار عذرم ظاهر است

بسکه در زنجیرِ غم ماندم ز پا افتاده‌ام

نه گمانِ رَستگی دارم نه امّیدِ خلاص

سخت در تشویش و محکم در بلا افتاده‌ام

مایهٔ هستی تمامی سوختم بر یادِ وصل

مفلسم وحشی به فکرِ کیمیا افتاده‌ام

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤