دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بود - ادبستان شعر پارسی % %

دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بود

وحشی بافقی- غزل شماره 145   

دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بود

تیغ در دستِ تغافل سخت بی زنهار بود

رفتن و ناآمدن سهل است با خود خوش کنیم

دیده را نادیده کرد و رفت این آزار بود

رسم این می‌باشد ای دیر آشنایِ زود سر

آنهمه لافِ وفا آخر همین مقدار بود؟

یاریِ ظاهر چه کار آید خوش آن یاری که او

هم به ظاهر یار بود و هم به باطن یار بود

بر نیاوردن مروّت بود، خود انصاف بود

آرزویِ خاطری گر دور یک دم دار بود

کرد وحشی شکوهٔ بی التفاتی برطرف

دردِ سر می‌شد و گرنه دردِ دل بسیار بود

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤