آخر ای مغرور گاهی زیر پای خود نگر

وحشی بافقی- غزل شماره 224

آخر ای مغرور گاهی زیر پای خود نگر

زیر پای خود سرِ عجزِ گدای خود نگر

این چه استغنا و ناز است، این چه کبر و سرکشیست

حسبه‌ًلله به سویِ مبتلایِ خود نگر

چون خرامی غمزه را بنشان بر آن دنبال چشم

نیمکشتِ نازِ خلقی بر قفای خود نگر

این مبین جانا که آسان پنجۀ صبرم شکست

زورِ بازویِ غمِ مرد آزمایِ خود نگر

باورت گر نیست از وحشی که می‌سوزد ز تو

چاک در جانش فکن داغِ وفایِ خود نگر

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها