
حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 81
به این لطافت و رو تازه ارغوان نشود
به اعتدال قدت سرو در جنان نشود
فروتنی به همه تن شده ست پیشه ی من
که سجده ات چو کنم غیر بدگمان نشود
فشانم اشک چو باران ز دیده ای یاران
خبر کنید که تا کاروان روان نشود
به آن رسید که آهی کشم ز سینه ی خویش
که با رقیب خود آن یار مهربان نشود
دمی نبود که خون در دل شکسته ی من
ز دست یار و ز کردار دشمنان نشود
مگر که میکده را باز فتح باب کنند
وگرنه کار گشایی ز آسمان نشود
به آه گرم خود آهن چو موم کرد اسرار
به او چسان دل سنگ تو مهربان نشود



