تومان۱۰۰,۰۰۰

چون عکس رخ دوست در آیینه عیان شد

شمس مغربی – غزل شماره 75

چون عکس رخ دوست در آیینه عیان شد

بر عکس رخ خویش نگارم نگران شد

شیرین لب او تا که به گفتار درآمد

عالم همه پر ولوله و شور و فغان شد

چون عزم تماشای جهان کرد ز خلوت

آمد به تماشای جهان جمله جهان شد

هر نقش که او خواست بدان نقش برآمد

پوشید همان نقش و بدان نقش عیان شد

هم کثرت خود گشت و دراو وحدت خود دید

هم عین همین آمد و هم عین همان شد

جایی همه اسم آمد و جایی همگی رسم

جایی همه جسم آمد و جایی همه جان شد

هم پرده برانداخت ز رخ کرد تجلی

هم پرده ی خود گشت و پس پرده نهان شد

ای مغربی آن یار که بی نام و نشان بود

از پرده برون آمد و با نام و نشان شد

بر جوی جهان سرو روانش چو گرو کرد

صد سرو روان بر لب و بر جوی روان شد (1)


واژگان دشوار : 1-در برخی منابع، این بیت نیامده است .

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها