ورود-ثبت نام

دلا گر دیده ای داری بیا بگشا به دیدارش

شمس مغربی – غزل شماره 110

دلا گر دیده ای داری بیا بگشا به دیدارش

ز رخسار پری رویان ببین خوبی رخسارش

چو خورشید پری رویان هزاران مشتری دارد

مده او را به جز خود را اگر هستی خریدارش

به بازار آمد آن دلبر ز خلوتخانه ی وحدت

تماشا را به بازار آ ببین بازی به بازارش

نگارم در گه خلوت نظر را دوست می دارد

ز خلوت زان به صحرا شد که تا بینند نظارش

تو گر دیده به دست آری توانی یار را دیدن

گهی در کسوت یار و گهی در شکل اغیارش

دلم هر دم به دلداری از آن رو می شود مایل

که در رخسار دلداران نماید چهره دلدارش

شهی را دوست می دارد گدایی مفلس ز آن شد

به عشقش فخر می آرد نمی آرد از او عارش

مرا آشفته می دارد خرد در حال هشیاری

الا ای ساقی باقی دمی مگذار هشیارش

برآ از مشرق و مغرب الا ای مغربی یک دم

که تا بی مشرق و مغرب ببینی شمس انوارش

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها