اشعار محسن سارانی

شعر نخست : 

ترانه ی دهنم را بلد نبودی تو
نشانه ی بدنم را بلد نبودی تو
هجا هجا همه جای جهان من بودی
و یک هجای منم را بلد نبودی تو
همیشه این منه من شد ضمیر تنهایی
که رسم ما شدنم را بلد نبودی تو
هزار جامه به سویت روانه کردم و حیف
که بوی پیرُهنم را بلد نبودی تو
تنم برای تو سازی هزار دستان بود
قواعد زدنم را بلد نبودی تو
برای عشق تو مردم حرام شد نفسم
که سنت کفنم را بلد نبودی تو
به خانه میروم اما نیا به دنبالم
خیال کن وطنم را بلد نبودی تو

 


شعر دوم : 

 

تمام لعل بدخشان فدای دلبری ات
فدای قند فریمان لهجه ی دری ات
غریبه نیست برای تو خاک خانه ی من
سخن بگو همه جا با زبان مادری ات
رمیده ای و شکسته بیا به کوچه ی ما
چه احتیاج به زخم زبان دیگری ات
میان اتش و و خون از خودت خبر بفرست
به پای کفتر صلح سپید پا پری ات
بیا که فصل گلاب است گریه را بس کن
شکست قیمت گل را گلاب قمصری ات
بگو به چوب سیاهی نزن به صورت ماه
خدای نگذرد از تو و این برادری ات
دگر فقط دل من خوش به زنده بودن توست
گذشته ام از امید و غم برابری ات
اگر که بست پر اَستی هزارِ خون جگرم
بیا کمی سر دیوار باغ مادری ات

 


شعر سوم : 

یک سایه کنار اگر که قسمت بشود
دیدار تو یار اگر که قسمت بشود
یک بوسه ی عاشقانه نوبر بکنم
امسال بهار اگر که قسمت بشود
امسال کمین صید آهو شده ام
آن طرفه شکار اگر که قسمت بشود
این بار منم که یار شیرین ببرم
از شاه سوار اگر که قسمت بشود
امسال بنای شادمانی دارد
این ایل و تبار اگر که قسمت بشود
رقص و غزل و شراب و حافظ خوانی
با ضرب و سه تار اگر که قسمت بشود
اینها همه را تو میتوانی بکنی
دیدار تو یار اگر که قسمت بشود

 


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از محسن ساراني

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مینا
میهمان
مینا
فروردین 21, 1403 8:37 ب.ظ

عالی