اشعار زهرا حاصلی - ادبستان شعر پارسی ❤️

اشعار زهرا حاصلی

اشعار زهرا حاصلی

اشعار زهرا حاصلی


شعر نخست :

 

گفته بودی بودنم بی عشق یک بیماری است

آری اما زندگی با عشق هم تکراری است

زیر پاهایم زمین تاول زده اما هنوز

دور باطل میزند،در حال خودآزاری است

پشت فرمان مست بودن ترس را کم می کند

پرتگاهی انتهای جاده ی هشیاری است

اسب وحشی بودنم را دوست دارم،سال هاست

اسب اهلی شانه هایش زیر بار گاری است

من همان سرباز هستم که گلی بر سینه داشت

این اتیکت ریشه دارد، روی زخمی کاری است

ناگهان یک مشت آب و… خواب هایم تیر خورد

بدترین کابوس این شب های من بیداری است

 


شعر دوم :

 

بی تابی نقاشی اش را زرد میکرد

وقتی قلم مو توی دستش درد می کرد

پاییز فصل عاشقی های من و اوست

فصلی که ما و کوچه را ولگرد می کرد

فرصت برای گفت و گو آنقدر کم بود

که چایی تازه دمش را سرد می کرد

وقتی کت او روی دوشم بود انگار

باران مرا دلگرم و او را مرد می کرد

پاییز …نه ، دلتنگی جفتی قناری

آب و هوای شهر را دلسرد می کرد

 


شعر سوم :

 

فنجان اضافه ای که روی میز است

یخ کرده و از نبودنت لبریز است

من بیشتر از همیشه دلتنگ توام

شاید اثر آمدن پاییز است

چون قهوه ی بی شکر، جهانم بی تو

یک تلخی غیر قابل پرهیز است

باید که فقط زنده بمانم بی تو

انگیزه ی این غزل همین یک چیز است

ای کاش ببینم که تو اینجا هستی

و فاصله بینمان فقط یک میز است


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از زهرا حاصلي.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤