اشعار مریم حاتمی

اشعار مریم حاتمی
شعر نخست :
مانا ، بگو سلام مجالی هنوز هست
یک آه ، یک نگاه ، سوالی هنوز هست
حالا که آسمان خیالم دو چشم توست
از شوق دیدنت پر و بالی هنوز هست
از ياد رفته ای؟ نه… به جان خودت قسم
هر شب بساط گریه و فالی هنوز هست
از چارشنبه در غم تقویم گم شده
هر شب عبور گنگ خیالی هنوزهست
چیزی نمانده است برایم ولی ببین
یک آرزوی دور و محالی هنوز هست
دیگر به باغ وسوسه ات سرنمیزنی؟
شاید که سیب نارس و کالی هنوزهست
من رنگ چشمهای تو را می برم ز ياد
اما برای گریه ملالی هنوز هست
هر گریه نذر آمدنت شد نيامدی
نه ! چشم غم گرفته ولالی هنوزهست
شعر دوم :
گفتی صبور باش چه جوری پسر عمو؟
دیگر بس است عشق و صبوری پسر عمو
جان خودت به خاطرهها اکتفا نکن
دق میکنم از اين همه دوری پسر عمو
گفتی به من لجوجی و مغرور و خیره سر
وقتی ندارمت چه غروری پسر عمو
یعنی ندیدهای که مرا آب کردهاند
این گریههای شبانه، کوری پسر عمو
حالا تمام پنجرهها مال تو،فقط
بر من ببخش روزن نوری پسر عمو
من با تمام دل به خدا دوست دارمت
اما چقدر فاصله؟ دوری پسر عمو
اه ، باز هم که من همهاش حرف می زنم
تو از خودت بگو چه جوری پسر عمو؟
حق با تو است من بدم و خیره سر هنوز
اما تو باز هم چه صبوری پسر عمو
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از شاعر استان کرمانشاه شهر سرپل ذهاب.





