ورود-ثبت نام

ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است

رهی معیری – غزلیات

شماره 20

ناآشنا

ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است

ماییم جای دیگر و او جای دیگر است

چشم جهانیان به تماشای رنگ و بوست

جز چشم دل که محو تماشای دیگر است

این نُه صدف ز گوهر آزادگی تهی است

و آن گوهر یگانه به دریای دیگر است

در ساغر طرب می اندیشه سوز نیست

تسکین ما ز جرعه ی مینای دیگر است

امروز می خوری غم فردا و همچنان

فردا به خاطرت غم فردای دیگر است

گر خلق را بود سر و سودای مال و جاه

آزاده مرد را سر و سودای دیگر است

دیشب دلم به جلوه ی مستانه ای ربود

امشب پی ربودن دل های دیگر است

غمخانه ایست وادی کون و مکان رهی

آسودگی اگر طلبی جای دیگر است

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.