ای مشکبو نسیم صبحگاهی - ادبستان شعر پارسی % %

ای مشکبو نسیم صبحگاهی

رهی معیری – غزلیات

شماره 143

خاطر عاشق

ای مشکبو نسیم صبحگاهی

از من بگو بدان مه خرگاهی

آه و فغان من به فلک برشد

سنگین دلت نیافته آگاهی

با آهنین دل تو، چه داند کرد ؟

آه شب و فغان سحرگاهی

ای همنشین بیهده گو تا چند

جان مرا به خیره همی کاهی ؟

راحت ز جان خسته چه می جویی ؟

طاقت ز مرغ بسته چه می خواهی ؟

بینی گر آن دو برگ شقایق را

دانی بلای خاطر عاشق را

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤