اشک غم افسرده دارد چهره ی ما را همی

رهی معیری – غزلیات

شماره 142

اشک غم

اشک غم افسرده دارد چهره ی ما را همی

موج، پرچین می کند رخسار دریا را همی

بس که طاقت سوز باشد ناله ی مستانه ام

شب به محفل، پنبه در گوش است مینا را همی

هیچ کس جویای کام از عشرت امروز نیست

خلق دارند انتظار عیش فردا را همی

چون سیه روزی که سوزد در غم بخت بلند

می کشد دل حسرت آن سرو بالا را همی

گرمی بزم طرب از ناله ی جان سوز ماست

بانگ بلبل گرم دارد بزم گل ها را همی

از چه هر دم هم سخن با غیر گردد بین جمع

گر نمی خواهد پریشان خاطر ما را همی

آسمان یک دم رهی بی حیله و نیرنگ نیست

شاهد دنیا فریبد اهل دنیا را همی

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها