قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / غزلی از علی آبان

غزلی از علی آبان

 

من می‌روم به خواب علف‌ها که گل کنم

تا اوج بی‌نهایت رؤیا که گل کنم

یک قطره از تشهد باران مرا بس است

تا رو کنم به قبله‌ی صحرا که گل کنم

ذوقم کشید عکس تو را در چراغ‌ها

روشن‌تر از زلال تماشا که گل کنم

یک قطره بود هیبت من در ازل ولی

قد می‌کشم به قامت دریا که گل کنم

با واسطه درخت پدرخوانده‌ی من است

آتش بزن به واسطه‌ها تا که گل کنم

ردّ نگاه کاشف من مانده روی گل

آبی بزن به صورت زیبا که گل کنم

تا دور می‌برد زن اسطوره‌ای مرا

نیما، بخوان ترانه‌ی ری را که گل کنم

در قحط قرن عاطفه و عصر سنگ و داس

ای عشق، عشق، جز تو بگو با که گل کنم؟


واژگان کلیدی: اشعار علی آبان،شعر های علی آبان،نمونه شعر علی آبان،غزل علی آبان،غزلهای علی آبان،غزل های علی آبان،غزلیات علی آبان،شاعر علی آبان،شعر علی آبان،یک شعر از علی آبان،شعری از علی آبان،علی آبان شفایی.

۲ دیدگاه

  1. درود بر شما دوستان عزیز. سپاس بابت این سایت ارزشمند

    و سپاس بابت درج غزلی از بنده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code