
شعر نخست:
بی قرارت هستم اما در کنارم نیستی
در کنارم نیستی و بی قرارم نیستی
بارها گفتی ولی باور نکردم، زل بزن
با نگاهت هم بگو چشم انتظارم نیستی
میروی؟ باشد! ولی اندازهی یک استکان
مینشینی؟ میروم چایی بیارم،نیستی؟
مثل بیداریِ خوابالودهی بیخوابیام
لحظهای تا چشم بر هم میگذارم نیستی
بغض روی بغض دارم؛ آسمانی ابریام
شانهی من! باز میخواهم ببارم… نیستی
شعر دوم:
قسم به دفتر شعرم، قسم به نون و قلم
بیا که با تو زیادم، بیا که بی تو کمم
بیا که با تو رسیدم به معنیِ بودن
بیا که بی تو وجودم گرفته رنگ عدم
بیا که باغ دلم شورهزاری از اشک است
بیا که خنده بروید، چقدر غصّه و غم؟
بیا جوابِ سوالی که پاسخش هستی!
بیا که جهلِ مُرکّب، مرا تنیده به هم
بیا بهار بیاور که بد زمستانیست
بیا سپید شد این سرو و قامتش شد خم
بیا که علّت از این خوبتر چه میخواهی؟
بیا که پلکِ دلم میپرد قدم به قدم
شعر سوم:
غرورم را شکستم؛ ارزشش را داشت دیگر؟ نه؟
به ماندن یا که از رفتن، تو را واداشت دیگر؟ نه؟
نمیگویم نرو! باشد برو! تقدیر ما این است
ولی اینگونه رفتنهایت “امّا” داشت دیگر؟ نه؟
اگر راهی به جز رفتن نداری، پس برو دیگر!
نمیدانم که اشکم هم تماشا داشت دیگر؟ نه!
مسافر، راه میبیند، دلش را زود میبازد
یکی از راهها راهی به اینجا داشت دیگر؟ نه؟
گواهی میدهد قلبم که روزی بازمیگردی
نمیپرسم که این امروز، فردا داشت دیگر؟ نه!
واژگان کلیدی: اشعار رضا احسان پور،نمونه شعر رضا احسان پور،شعرهای رضا احسان پور،شعری از رضا احسان پور،غزل رضا احسان پور،غزل های رضا احسان پور،غزلیات رضا احسان پور،شاعر رضا احسان پور،سروده های رضا احسان پور،شعر رضا احسان پور،یک شعر از رضا احسان پور،غزلی از رضا احسان پور..





