شعری از محمد آصف فکرت - ادبستان شعر پارسی ❤️

شعری از محمد آصف فکرت

شعری از محمد آصف فکرت

شعری از محمد آصف فکرت


 

گرچه با نامهربانی می‌ کنی یادم هنوز

اینکه یادم می‌کنی، ای مهربان شادم هنوز

نامه ‌ام را پیش یاران نغز و شیرین خوانده ‌ای

کاش می ‌گفتی در این فن هستی استادم هنوز

پرتو مهر تـو بر ویرانه ی شعرم فتاد

سبز و شورانگیز و شادی‌بخش و آبادم هنوز

یاد ایّامی که می‌خواندی به نامی هردمم

گاه وامق، گاه مجنون، گاه فرهادم هنوز

گاه شهـرت، گاه رسوایی، گهی درماندگی

می‌رسد عشقت به هر رنگی به فریادم هنوز

گر به سر بینی مرا، در زیر برف دَی مهم

ور به دل بینی مرا، گرمای مردادم هنوز

بی نیازم، تا که محتاج سر کوی توام

بسته ی آن سرو موزونم، گر آزادم هنوز

همچو فکرت خوش ‌نشین غربت‌آباد فرنگ

در هوای شهر انصاری و بهزادم هنوز


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از شاعر کشور افغانستان افغان.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤