دل در گره زلف تو بستیم دگر بار

فخرالدین عراقی- غزل شماره 119

دل در گره زلف تو بستیم دگر بار

وز هر دو جهان مِهر گسستیم دگر بار

جام دو جهان پُر ز می عشق تو دیدیم

خوردیم می و جام شکستیم دگر بار

شاید که دگر نعرهٔ مستانه برآریم

کز جام می عشق تو مستیم دگر بار

المنة لله که پس از محنت بسیار

با تو نفسی خوش بنشستیم دگر بار

چون طرهٔ تو شیفتهٔ روی تو گشتیم

هیهات! که خورشید پرستیم دگر بار

ما ترک مراد دل خودکام گرفتیم

تا هرچه کند دوست خوشستیم دگر بار

با عشق تو ما راه خرابات گرفتیم

از صومعه و زهد برستیم دگر بار

در بندگی زلف چلیپات بماندیم

زنار هم از زلف تو بستیم دگر بار

تا راز دل ما نکند فاش عراقی

اینک دهن از گفت ببستیم دگر بار

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها