اگر شکسته دلانت هزار جان دارند

فخرالدین عراقی- غزل شماره 100

اگر شکسته دلانت هزار جان دارند

به خدمت تو کمر بسته بر میان دارند

شدند حلقه به گوش تو را چو حلقه به گوش

چه خوش دلند که مثل تو دلستان دارند

کسان که وصل تو یک دم به نقد یافته‌اند

از ین طلب طرب و عیش جاودان دارند

چو بگذری به تعجب تو ماهروی به راه

چو ماه ماهرخان دست بر دهان دارند

خرد از آن ز ره زلف تو پناه گرفت

که چشم و ابروی تو تیر در کمان دارند

مجاهدان رهت تا عنایت تو بوَد

چه بیم و باک به عالم ازین و آن دارند؟

ز آب دیده و تاب دل است غمازی

وگرنه راز تو بیچارگان نهان دارند

غلام غمزهٔ بیمارتم که از هوسش

چه تندرستان خود را ناتوان دارند!

اگر کسی به شکایت بود ز دلبر خویش

ز تو عراقی و دل شکر بی‌ کران دارند

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها