نازک اندامی که عالم تشنۀ آغوش اوست - ادبستان شعر پارسی % %

نازک اندامی که عالم تشنۀ آغوش اوست

صائب تبریزی- غزل شماره 1088

نازک اندامی که عالم تشنۀ آغوش اوست

سایۀ بالای او از سرکشی همدوش اوست

بادۀ تلخی که ما را در سماع آورده است

نُه خم افلاک در وجد و سماع از جوش اوست

زان گلاب تلخ کز رخسارۀ گل می چکد

می توان دانست پند بلبلان در گوش اوست

می توان خواند از بیاض چهره اش چون خطّ سبز

گفتگوهایی که پنهان در لب خاموش اوست

آدمی گر خون بگرید از گرانباری رواست

کانچه نتوانست بردن آسمان، بر دوش اوست

طوق قمری گر چه باشد صائب از دل تنگتر

سرو با آن دستگاه حسن در آغوش اوست

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤