قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / شعری از امیر سنجری

شعری از امیر سنجری

 

زنگ ساعت دوباره گوشت را

خواب های پریده هوشت را

خواب و بیدار رفته دوشت را

سر یک کار دفتری باشی

راه های نرفته را بروی

بعد هم کل هفته را بدوی

آخرش از خودت بریده شوی

توی یک شعر بستری باشی

مثل یک عشق گمشده در تب

خواب هایی همیشه لب بر لب

عکس او را ببوسی و هر شب

عاشق فرد دیگری باشی

بعد از آوارگی و بی خبری

بیست و شش سال درد و دربدری

عاشق زندگی تازه تری

با خیالات بهتری باشی

شک کنی به ستمگری مرده

انقلابات کشوری مرده

دست در دست دختری مرده

شب ولی در کلانتری باشی

هی دویده ، نشسته در سلول

توی مازی شکسته ، در سلول

مثل یک موش خسته در سلول

زیر اصل برابری باشی

فحش باشی به دشمنت بکشی

رگ به رگ تیغ بر تنت بکشی

کارد را روی گردنت بکشی

فکر ان تیر آخری باشی

صبح آیینه را بزک بکنی

بر سر شعر ها لچک بکنی

به خدایی که نیست شک بکنی

یک نفر مثل سنجری باشی


واژگان کلیدی : اشعار امیر سنجری،نمونه شعر امیر سنجری،شاعر امیر سنجری،شعرهای امیر سنجری،شعری از امیر سنجری،یک شعر از امیر سنجری،امير سنجري.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code