بی شاهد و شمع و شکر و می ، چه توان کرد؟

شاطر عباس صبوحی قمی

غزل شماره 12

 

بی شاهد و شمع و شکر و می ، چه توان کرد؟

بی بربط و طنبور و دف و نی ، چه توان کرد؟

سر کرد قدم در طلب او به ره عشق

این مرحله را گر نکنم طی ، چه توان کرد؟

امروز گر از حاصل عشقت نزدم دم

فردا به تو گوید که کجایی ، چه توان کرد؟

ای نخل خرامان برسی در ثمر آیی

باشد که بیاید ز قفا دی ، چه توان کرد؟

با آن بت طناز در آن شهر صبوحی

تا آن که نسازی سفر از وی ، چه توان کرد؟

 

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها