تا صبا شانه بر آن زلف خم اندر خم زد

شاطر عباس صبوحی قمی

غزل شماره 13

 

تا صبا شانه بر آن زلف خم اندر خم زد

آشیان دل صد سلسله را بر هم زد

تابش حسن تو در کعبه و بتخانه فتاد

آتش عشق تو بر محرم و نامحرم زد

تو صنم قبله ی صاحب نظرانی امروز

که زنخدان تو آتش به چه زمزم زد

حال دلسوخته ی عشق کسی می‌داند

که به دل زخم تو را در عوض مرهم زد

خجلت و شرم  به حدی است که در مجلس دوست

آستین هم نتوان بر مژه ی پر نم زد

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها