دلبر به من رسید و جفا را بهانه کرد

شاطر عباس صبوحی قمی

غزل شماره 11

 

دلبر به من رسید و جفا را بهانه کرد

افکند سر به زیر و حیا را بهانه کرد

آمد به بزم ، دید من تیره روز را

ننشست و رفت و تنگی جا را بهانه کرد

رفتم به مسجد از پی نظاره ی رخش

بر رو گرفت دست و  دعا را بهانه کرد

آغشته بود پنجه‌اش از خون عاشقان

بسته به دست خویش حنا را بهانه کرد

خوش می‌گذشت دوش صبوحی به کوی او

بر جا نشست و شستن پا را بهانه کرد

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها