غزلی از سیده رویا علوی

غزلی از سیده رویا علوی
پرت کردی سنگ ها را، سنگساری مد شود؟
بیم دارم باشکستن ، مرده خواری مد شود
دستِ خون آلوده را با اشک غسلش می دهند
زهر می نوشند ، مرگ انتحاری مد شود
بت پرستی اعتقادم رابه چالش می کشد
کاش هرجا گم شوم ، آیینه کاری مد شود
فکر می کردم پس از یک عمر زندانی شدن
جای آزادی فقط ، بی بند و باری مد شود
مرده ات را زنده کردی،دستخوش عیسای من !
خواب خوبم را پراندی ، هوشیاری مد شود
نشئه گی را پیش پا افتاده باید فرض کرد
احتمالا مدتی دیگر خماری مد شود
حکم اعدامم به خونی سرخ امضا می کنم
تا برای بار دوم ، سر به داری مد شود
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.





