صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز

صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
به این پست امتیاز بدهید

حافظ-غزل مشکوک شماره 13

 

صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز

کجاست بلبل خوشگوی ، گو برآر آواز

چه حلقه‌ها که زدم بر در دل از سر سوز

به بوی روز وصال تو در شبان دراز

دلا ز هجر مکن ناله زان که در عالم

غم است و شادی و خار و گل و نشیب و فراز

شبی وصال سحرگه ز بخت خواسته‌ام

که با تو شرح سرانجام خود کنم آغاز

به هیچ در نروم بعد از این ز حضرت دوست

چو کعبه یافتم آیم ز بت‌پرستی باز

ز طره ی تو پریشانی دلم شد فاش

ز مشک نیست غریب آری ار بود غماز

هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود

نظر به روی کسی بر نمی‌کنی از ناز

امید قد تو می‌داشتم ز بخت بلند

نسیم زلف تو می‌خواستم ز عمر دراز

غبار خاطر ما چشم خصم کور کند

تو رخ به خاک نه ای حافظ و برآر نماز

 

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0