سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی

حافظ-غزل شماره 440
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
قلم را آن زبان نبود که سرّ عشق گوید باز
ورای حدّ تقریر است شرح آرزومندی
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور
پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی
جهان پیر رعنا را ترحّم در جبلّت نیست
ز مهر او چه میپرسی در او همت چه میبندی
همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی
دریغ آن سایه ی همت که بر نااهل افکندی
در این بازار اگر سودی ست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
به شعر حافظ شیراز میرقصند و مینازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی
معنی و تفسیر بیت های نخستین:
1.سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی / خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی:
حافظ در این بیت از آرزوهای خود سخن میگوید و میگوید که در سحرگاه با باد (به عنوان نمادی از پیامرسان) از آرزوهایش حرف میزده است. سپس خطابی از غیب به او میرسد که به لطف و مهربانی خداوند توکل کند. این بیت نشاندهندهٔ اهمیت توکل به خدا در رسیدن به آرزوهاست.
2.دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است / بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی:
در این بیت، حافظ دعای صبحگاه و آه شبانه را کلید گنج مقصود (رسیدن به معشوق یا خدا) میداند. او توصیه میکند که با این راه و روش پیش برو تا به معشوق (یا خدا) پیوند بخوری. این بیت نشاندهندهٔ اهمیت دعا و نیایش در رسیدن به مقصود است.
3.قلم را آن زبان نبود که سرّ عشق گوید باز / ورای حدّ تقریر است شرح آرزومندی:
حافظ در این بیت از ناتوانی قلم و زبان در بیان اسرار عشق سخن میگوید. او میگوید که شرح آرزومندی و عشق ورای حدّ بیان است و هیچ زبانی توانایی بیان آن را ندارد. این بیت نشاندهندهٔ عظمت و پیچیدگی عشق است.
4.الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور / پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی:
در این بیت، حافظ به داستان حضرت یوسف (ع) اشاره میکند و از او میخواهد که در اوج سلطنت و قدرت، مهر فرزندی را فراموش نکند و به یاد پدرش یعقوب (ع) باشد. این بیت نقدی به غرور و فراموشی انسان در اوج قدرت است.
معنی و تفسیر بیت های پایانی:
5.جهان پیر رعنا را ترحّم در جبلّت نیست / ز مهر او چه میپرسی در او همت چه میبندی:
حافظ در این بیت از دنیا به عنوان پیرِ فریبنده یاد میکند که در ذات خود ترحم ندارد. او میگوید که از مهر این دنیا چه میخواهی و چه انتظاری داری؟ این بیت نشاندهندهٔ بیوفایی دنیا و ناامیدی از آن است.
6.همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی / دریغ آن سایه ی همت که بر نااهل افکندی:
در این بیت، حافظ به انسان بلندهمت خطاب میکند و از او میپرسد که تا کی به حرص و طمع دنیوی آلوده خواهد بود؟ او افسوس میخورد که چرا همت بلند خود را بر نااهلان (کسانی که ارزش آن را ندارند) صرف کردهای. این بیت نقدی به حرص و طمع انسان است.
7.در این بازار اگر سودی ست با درویش خرسند است / خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی:
حافظ در این بیت از ارزش قناعت و درویشی سخن میگوید. او میگوید که اگر در این بازار زندگی سودی هست، آن سود در قناعت و خرسندی است. او از خدا میخواهد که او را به درویشی و خرسندی منعم کند. این بیت نشاندهندهٔ اهمیت قناعت و رضایت در زندگی است.
8.به شعر حافظ شیراز میرقصند و مینازند / سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی:
در این بیت، حافظ به شهرت و محبوبیت شعر خود اشاره میکند و میگوید که حتی سیهچشمان کشمیری و ترکان سمرقندی (نماد زیبایی و جذابیت) به شعر او میرقصند و مینازند. این بیت نشاندهندهٔ اعتماد حافظ به هنر و شعر خود است.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.